میکروبیولوژی
همه چیز دز مورد میکروبیولوژی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جا داره این جا از عزیزانی که به وبلاگ من سر می زنند تشکر کنم.به عرض بعضی ازدوستان که برای من شماره تلفن می گذارند و یا شماره تلفن من را می خواهند برسانم که بنده هیچ لزومی نمی بینم که شماره تلفونم را به کسی بدهم . بنده نه روانشناس هستم و نه استاد راهنما و نه اهل دوستی های اینترنتی و تلفنی !!!! خواهش می کنم نظرتان خصوصی خود را پیرامون این جور مطالب برای من نگذارید . بنده تمام کسانی که به وبلاگشان سر می زنم را به چشم خواهر و برادر وبلاگی ( یک جورایی خواهر و برادر دینی
هنگامي كه شخص با HIV آلوده ميشود, هر دوبازوي دستگاه ايمني فعال ميشوند و انواع بسياري از آنتيبادي و سلول ايمني را ايجاد ميكنند. اما در اكثريت افراد آنتيباديها نميتوانند عفونت HIV را مهار كنند, احتمالاً به خاطر اينكه آنقدر با سرعت جهش پيدا ميكند كه دستگاهي ايمني نميتواند آنتيباديهاي جديد را با همان سرعت توليد كند تا مانع ويروس شوند. اما ايمني سلولي در ابتدا موفقيتي ظاهري پيدا ميكند. در اغلب افراد پس از دورهاي از افزايش ويروس در خون, ميزان آن در نتيجهي عمل گروهي از گلبولهاي سفيد به نام T كشنده سقوط ميكند و براي سالهاي اين وضعيت حفظ ميشود و ويروس به طور پنهاني و غيرفعال در درون سلولهاي T كمككننده باقي ميماند اما در نهايت ويروسها برنده ميشوند. سلولهاي T كمككننده به تدريج ميميرند, دستگاه ايمني مختل مىشود و عفونتهاي ناشي از عوامل فرصتطلب ـ ميكروبهايي كه در شرايط معمول و در افراد سالم بيماري ايجاد نميكنند باعث بيماريهاي مختلفي در فرد آلوده به ويروس ايدز ميشوند و همين عفونتهاي فرصتطلب هستند كه در بسياري از موارد بيماران را ميكشند. ايده اصلي در توليد واكسنهاي اين است كه دستگاه ايمني را از پيش تحريك كرده تا هنگامي كه يك عامل مهاجم مثل يك ويروس وارد بدن ميشود, دستگاه ايمني كه بيش از اين به علت تزريق واكسن آموخته است آن را شناسايي كند, بتواند با سرعت كافي واكنش نشان دهد و ويروس را نابود كند. اولين تلاشها براي ساختن ويروس ايدز مسيري سنتي را دنبال ميكردند. هدف اين بود كه دستگاه ايمني را طوري تحريك كنند تا آنتيباديهايي را بسازد كه از عفونت پيشگيري كند. دانشمندان در تلاشهاي اوليه براي ساختن واكسن ايدز بر خلاف واكنشهاي ويروسي قبلي براي بيماريهايي مانند فلج اطفال يا سرخك از ويروسهاي زنده ضعيفشده يا ويروسهاي كشتهشده استفاده نكردند. در مورد ويروسهاي زنده ضعيفشده ترس آنها اين بود كه ويروس واكسن جهش پيدا كند و به ويروسبيماريزاي به وجود آورنده ايدز بدل شود و در مورد ويروس كشتهشده اين خطر در ميان بود كه در فرآيند پردازش واكسن ويروسهاي زندهاي باقي بمانند و با واكسن وارد بدن شوند. بنابراين در تلاشهاي اوليه از بخشهاي بيضرر ويروس براي توليد واكسن استفاده شد با اميد اينكه آنها بتوانند دستگاه ايمني را فعال كنند. اين قطعات شامل بخشهايي از DNA ويروس يا پروتئينهاي يافتهشده در غلاف ويروس بودند اما نتايج حاصل نااميدكننده بودند. گرچه واكسنها توليد آنتيباديها را تحريك ميكردند, آنتيباديهاي حاصل (واكنشدهندگي وسيع) با انواع ويروس ايدز نداشتند. اين آنتيباديها در محيط آزمايشگاهي با سويهاي از ويروس كه واكسن از آن توليد شده بود واكنش ميكردند اما نه با نمونههاي .ويروسي به دست آمده از بيماران. بنابراين اين واكسنها ـ به خصوص در شرايط واقعي كه با ويروسهاي مرتباً در حال جهش يا متاسيون روبه رو ميشوند ـ نميتوانستند محافظتي ايجاد كنند. در سالهاي اخير برخي پژوهشگران تلاشهاي خود را بر تحريك بازوي ديگر دستگاه ايمني يعني ايمني سلولي متمركز كردهاند و نه صرفاً آنتيباديها. به اين ترتيب گروهي از پژوهشگران توانستهاند واكسنهاي تجربي ايجاد كنند كه توانستهاند باعث ايمني در ميمونها نسبت به ويروس شود كه در آنها بيمارياي شبيه ايدز در انسان ايجاد ميكند. در حيوانات واكسينهشده پس از آلوده شدن با ويروس عامل بيماري, سلولهاي T كشنده فعال شدند و تكثير ويروس را مهار كردند و بيماري به وجود نيامد.
در اين آزمايشهاي جديدتر هم از قطعات گوناگون DNA به دستآمده از ويروس ايدز استفاده شد كه به خودي خود توانايي ايجاد عفونت نداشتند. در بعضي تجربيات DNA به تنهايي مورد استفاده قرار گرفت, اما قويترين پاسخها هنگامي به وجود آمد كه حيوانات مورد آزمايش ابتدا تحت تزريق واكسن DNA قرار گرفتند و سپس قطعات DNA درون يك ويروس بيضرر جاي داده شدند و با تزريق اين ويروس دستگاه ايمني بيشتر تحريك شد. البته بايد در مورد نتايج اين آزمايشها محتاط بود. چون اين آزمايشها بر روي ميمونها و با يك ويروس شبيه ويروس ايدز انجام شده است و موفقيت در آنها لزوماً به معناي موفقيت و ايجاد ايمني در انسانها در مقابل خود ويروس ايدز نيست. از طرف ديگر بايد توجه داشت كه در انسانها ممكن است ١٠ سال يا بيشتر طول بكشد تا عفونت با HIV به ايدز بدل شود و اين امر ارزيابي واكسن را مشكل ميكند. به هر حال تنها راه براي تعيين موثر بودن واكسنها آزمايش آنها روي انسانهاست. آزمايش واكسنها بر روي انسانها در سه مرحله يا فاز انجام ميشود. در فاز I تحقيقات مقدماتي بر روي گروه كوچكي از افراد بالغ سالم كه در معرض خطر ابتلا به بيماري نيستند انجام ميشود. اين آزمايشها به منظور بررسي بيخطر بودن واكسن و آزمايش واكنش بدن به دوزهاي مختلف واكسن انجام ميشود. در صورت موفقيت آزمايشهاي فاز I, بررسي واكسن به فاز II, آزمودن واكسن به تعداد بيشتري از افراد داوطلب چه آنهايي كه در معرض خطر زياد براي ابتلا به بيماري هستند (در اين مورد افراد آلوده به HIV ) و سپس فاز III, آزمودن واكسن بر روي هزاران افراد در معرض خطر بيماري, وارد ميشود. در حال حاضر چندين واكسن تجربي مختلف توليد شده كه براي تحريك ايمني با هردوي ايمني سلولي و ايمني هومورال طراحي شدهاند. در كشورهاي مختلف از جمله ايالات متحده, كانادا, تايلند, كنيا, اوگاندا, هلند, انگليس و ... در مراحل مختلف آزمايشي هستند و انواع ديگري از واكسنها نيز در مرحله توليد قرار دارندو حتي اگر اين واكسنها مراحل مختلف آزمايش را با موفقيت بگذرانند, وارد شدن آنها به بازار دارويي چند سال ديگر طول ميكشد. بنابراين بعيد به نظر ميرسد كه جست و جوي سيزوفوسي دانشمندان براي واكسن ايدز در دهه اول قرن بيست و يكم به پايان برسد و همچنان بايد منتظر ماند.
) نگاه می کنم و نه قصد دوستی با کسی را دارم و نه از این کار ها خوشم می آید لطفا مزاحمت وبلاگی ایجاد نفر مایید وگر نه مجبور می شوم نظرات خصوصیشان را تایید کرده و در معرض دید عموم به نمایش بگذارم . ان وقت آبرویشان کلی میره
. باز هم تشکر می کنم از کسانی که نسبت به وبلاگ من نظرات مثبت و سازنده دارند . . . ![]()

